تبليغاتX
An Asshole
بين قفسه ها دنبال يه رديف ميگردم،
جلوم ظاهر ميشه و ميگه: "دنبال چيز خاصي ميگردين؟"
يه لحظه به چهره ي زيباش خيره ميشم و پيش خودم ميگم:
آره، آره، آره... دنبال تو مي گشتم...
-_-

+ نوشته شده در 2009/9/4ساعت توسط Wiseman |

کروز / کیدمن / کوبریک در چشمان باز بسته

الكساندر واكر
ترجمه: چيستا يثربي - سميه نوري

تعداد صفحه: 240
انتشار: 1380



فهرست

• استنلي كوبريك ، فيلمسازي كه به افسانه ها پيوست
• كوبريك، مردي براي همه انواع سينما
• فيلم شناسي كوبريك
• چرا چشمان «باز بسته؟»
• چشمانت بازند و تو هيچ نمي بيني!
• نقد شناسی «چشمان باز بسته»
• فروید، شنیتسلر و چشمان باز بسته
• تام کروز «دکتر بیل هارفورد» در چشمان باز بسته
• نیکول کیدمن «آلیس» در چشمان باز بسته
• پرسش و پاسخ درباره ی آثار کوبریک
• کوبریک سخن میگوید:
صداقت بيش از يك كلمه صرف است و مفهومي است فراتر از يك كلمه رمز، تنها صرف گفتن اين كه «وفادار خواهم بود» اجازه دخول به مرزهاي صداقت و راستي واقعي را به شما نمي دهد.







" ما همه، هم خوب و هم بد، هم خير و هم شر هستيم. و اگرشما هيچ ناپاكي و پليدي در خودتان نمي بينيد،
دليلش آن است كه خوب به خودتان نگاه نكرده ايد! "

_____________________________________استنلی کوبریک



مروري بر كتاب
«چشمان باز بسته» به حق يكي از جنجالي ترين آثار تاريخ سينما محسوب مي شود.
نه به اين دليل كه شايعات و تصورات فراواني پيش از اكران آن بر سر زبانها بود و نه به اين دليل كه نقدهاي متناقض و فراواني را در پي داشته است و نه حتي به اين دليل كه پس از اكران، بخشهايي از نسخه اصلي آن سانسور شد و طرفداران و مخالفان فراواني به عنوان يك فيلم روانشناختي افشاگرانه پيدا كرد.
«چشمان بسته» را بايد ديد، شايد به اين دليل كه موضوع آن «اعتراف جسورانه به كرده ها و ناكرده ها و شجاعت رويارويي با آنها» است و شايد به اين دليل كه فيلمنامه آن از داستان معروف يكي از نويسندگان پر توان طرفدار فرويد، «آرتور شنيتسلر» اقتباس شده است و يا شايد، به اين دليل ساده كه كوبريك، استاد و روانشناس بي همتا، و تام كروز و نيكول كيدمن، دو بازيگر محبوب و يك زوج سينمايي مستعد، حساس و انعطاف پذيرند.





-
این کتاب قطعا یکی از بهترین کتاب هایی هست که در مورد کوبریک میشه پیدا کرد! به جز اسم کتاب که در مورد ساخته ی آخر کوبریک هست، زندگی نامه و کلیه آثارش رو به صورت جز و بسیار عالی مورد برسی قرار میده.
ترجمه و مطالب انقدر جالب و جذاب هستن که کلش رو در چند ساعت خوندم! در پایان کتاب هم عکس های جالبی از کوبریک و کروز و کیدمن در کنار هم هست که هیچ وقت ندیده بودم! /
البته موردی که هست اینه که کل کتاب، نوشته ی الكساندر واكر نیست. در واقع این کتاب از منابع مختلفی جمع اوری شده.


..

+ نوشته شده در 2009/8/20ساعت توسط Wiseman |

- خوشم نمیاد کسی بهم دروغ بگه.
- من دروغ نگفتم..
- حس من هیچ وقت بهم دروغ نمیگه.

..
+ نوشته شده در 2009/8/8ساعت توسط Wiseman


دختر/ پسر عزیزم؛


تا این لحظه که این را برایت مینویسم، هیچ وقت عاشق نبوده ام. همیشه در زندگی من دختران/زنان آمده و رفته اند ولی من قدرت عشق ورزیدن به آن ها را نداشتم. حال مطمئن نیستم مادر تو کیست.. و آیا عاشق او خواهم بود یا نه؛ ولی تو بدان، زندگی بهانه ایست برای عشق ورزیدن. با کسی که گمان میکنی دوستش داری هم بستر شو؛ اگر همچنان دوستش داشتی بدان عاشقش هستی. عاشق کسی باش که "باید" عاشق او باشی. اینچنین زندگی تو به کمی ثبات میرسد، و این خود یک راه برای رسیدن به کمی آرامش در این زندگی ه پست است.

حال که 18 ساله شده ای قدر لحظه هایی که از این پس سپری میکنی را بدان. شاید در نگاه اول خیلی از موضوعات به نظرت خسته کننده یا روزمره به نظر برسند، ولی روزی حسرت تکرار همین کار های عادی را خواهی داشت؛ باور کن، این خود ه زندگی است.
اگر به مقوله ای به نام مذهب علاقه مندی، بدون توجه به حرف کسان دیگر دنباله رویش باش، اگر از آن بیذاری، این موضوع را فریاد نزن. ولی در هر دو حال سعی کن "انسان" شریفی باشی. اگر علاقه مندی در این مورد مذهب بیشتر تحقیق کنی، یادت باشد هیچ وقت حرف سه دسته از انسان ها را باور نکنی: روحانی ها و کشیش ها و کسانی که نان ه مذهب را میخورند.

آهاند؛ ضمنا اگر به سینما علاقه مند شدی سعی کن تمام کار های استاد کوئنتین تارانتینو را از همان "
تولد بهترین رفیقم" تا "حرام زاده های گمنام"ی که هنوز خودم هم ندیدمش + کارهای بعدیش را که هنوز تصمیم ساختنشان را نگرفته، ببینی. بقیه ی کارگردانان به جز دو-سه نفر دیگر که بعدا در موردشان با تو صحبت میکنم یک جورایی ول معطلند!


در پایان از تو برای سهیم بودن در بدنیا آوردنت عذر خواهی میکنم.

+ نوشته شده در 2009/8/1ساعت توسط Wiseman

جالبه.. بعضي وقتا، انقدر از زندگي نا اميد ميشم که حتي به خودکشي هم فکر ميکنم.. [هرچند هنوز هم بهش فکر ميکنم!] نمونه ش همين ديشب.. نوعي از نااميدي رو براي بار اول در خودم تجربه ميکردم که وصفش در يک کلمه ميشه: ويران کننده.
جالبه.. امروز خيلي اميدوارم، به همه چي. به آينده، به فردا، به...
خيلي جالبه که بعضي وقتا يه پيشرفت کوچيک توي کار، يه هم آغوشي ِ نيم ساعت ه ي مسخره همراه با هزار نگراني، يه بوسه.. يا هر کوفت ديگه اي، ميتونه انقدر بهت انرژي بده و به زندگي اميدوارت کنه طوري که "بتوني" فرض کني خوشبخت ترين مرد روي زميني...


..

+ نوشته شده در 2009/7/23ساعت توسط Wiseman

اتفاقی بود، مدت زیادی بود ازش خبر نداشتم؛ کنار خیابون با پسرش! میدونستم ازدواج کرده ولی اینکه بچه دار شده بود..چه زود 3-4 سال میگذره! ؛ یکی از اولین هایی طعم ه آغوش ه زن رو به من چشوند. دیدمش. سوارش کردم. رسوندمش. دلم میخواست بازم طعم ه توی آغوش گرمش بودن رو بچشم ولی خب.. حس میکنم اخیرا یه ذره، فقط یه ذره آدم تر شدم، یه مقدار برای یه سری ارزش ها بیشتر ارزش قائل میشم. ارزش هایی مثل خانواده! چرا باید تحریکش میکردم خیانت کنه؟ ؛ اصلا کار سختی نیست.. معمولا با زن هایی که ازدواج میکنن خیلی ساده تر میشه ارتباط برقرار کرد! حتی شاید اون دیالوگ معروف توی Eyes Wide Shut که میگه: [میدونی زن ها چرا ازدواج میکنن؟ این تنها راهی هست که میتونن باکره گی رو از دست بدن و آزاد باشن تا هر  کاري که خواستن با هر مردي بکنن...کسي  رو که  واقعا دوست دارند] کاملا درست باشه... ولی خب! من دیگه آدم یکی-دو سال پیش نیستم. ؛ بعضی اوقات دیدن یه عشق که نه... یه هم بستر ه قدیمی، میتونه خیلی جالب باشه.
+ نوشته شده در 2009/5/5ساعت توسط Wiseman

من فقط نگران روزي ام که قرار است روي قبرم بنويسند "جوان ناکام".
اميدوارم دختران فاميل خويشتن دار باشند
.

+ نوشته شده در 2009/3/26ساعت توسط Wiseman |




8.6
یک فیلم عالی ه دیگه از تارانتینو! / واقعا دیدنی ه این فیلم! چند بار دیگه باید ببینمش! اون 3 تا دختره آخری خیلی باحال بودن!! 100% به planet terror ترجیحش میدم!!

/ این تارانتینو هم دیگه عادت شده براش! توی هر فیلمی که میسازه باید یه 5 دقیقه ای هم بازی کنه! / چند تا نکته ی جالب باز توی فیلم بود که کلا فیلم رو اثر های قبلی ه تارانتینو مرتبط میکرد! مثلا صحبت هایی که آبرناتي در مورد حد و حدود رابطه ی جنسیش با سیسیل، دوست پسرش میزنه که در حده " ماساژ ه پا !! " هست!! ( پالپ فیکشن!) / یا زنگ ه موبایل آبرناتي، سوت ی هست که Elle Driver در Kill Bill میزنه وقتی در راهروی بیمارستان قدم میزنه ( چقدر هم من دوست دارم این شخصیت رو !! ) ، و ....

کلا دیالوگ های این فیلم شاهکارن...

+ نوشته شده در 2009/2/21ساعت توسط Wiseman |